تبليغاتX
روزهای تنهایی - شب یلدا

سلام دوستان

  گردآمديم

شبچره اي بودوآتشي

گفت وشنيد وقصه ونقلي زسيروگشت...

 وقتي كه برشكفت گل هندوانه ,سرخ

دراوج سرگذشت

يلدا ,شب بلند, شب بي ستارگي

لختي به تن تپيد وبه هم رفت ودرشكست

به خانه مي شديم كه گرد سپيده دم

                    بربام مي نشست.

"سياوش كسرايي"

یادتون نره! جوجه هاتونو بشمارین زیادوقت ندارید.

گل باشید.

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 |