اي فرزندآدم...
دل تو حرم من است،
چگونه در حرم من بيگانه را راه مي دهي؟
جان تو منزلگاه عشق من است،
چگونه در اين منزلگاه،محبت ديگران را
پذيرايي مي كني؟
.
.
به من اعتماد داشته باش.
از من مگزير،
زبانت را با نام من،دلت را با عشق من و قلبت
را با يادمن تازه كن.
.
.
اي فرزندآدم...
هركه دل به دوستي ببندد
سخنش را راست مي داند و تاييد مي كند،
هركه از دوستي كسي خوشنود باشد
از كارهاي او خوشنود مي گردد
هركه به دوستي كسي اعتماد كند
به او اعتماد مي كند،
هركه به دوستي كسي مشتاق باشد
در حركت به سوي او سستي نمي كند.
پس چرا...؟
چرا...؟
چرا...؟
"محمدرضا زائري"